نویسنده :
مسیحا - ساعت ٧:٤٦ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٠ بهمن ۱۳۸٧
نویسنده :
مسیحا - ساعت ۱۱:۱٦ ب.ظ روز چهارشنبه ٢ بهمن ۱۳۸٧
نظر لاریجانی در مورد انتخابات ، چهره ها ، طرح تحول و یارانه نقدی
کاندیدانمی شوم، شاید از یک اصولگرای اصلاح طلب حمایت کنم، حذف دیگران کار آماتورهای سیاسی است، مسابقه بین المللی عقل های بزرگ می خواهد، افشاگری جامعه را عقب می برد، اقتصاد به جای هوراکشیدن نگاه کارشناسانه می طلبد و هدفمند کردن یارانه حتما به نقدی شدن آن نیست.
خبرگزاری مهر- ۱۳۸۷/۱۱/۰۱
برخی از آقایان ظاهرا گمان بردن که تا از یک شهرستان کوچک رای اول آوردند انگار مرکز توجه و اقبال مردم هستند و حرفشان خریدار دارد. البته که یادآوری شکست فضاحت بارشان در انتخابات ریاست جمهوری برایشان مثمر ثمر خواهد بود اما ظاهرا فراموشی به سرعت گریبانگیرشان شده. نمی دانم دوست کرسی نشینمان چه جوابی در مورد اینکه در انتخابات به فکر شعار تازه بود و اندیشه ی هوای تازه در سر می پروراند دارد اما می دانم اصولگرای اصلاح طلب هر که باشد احمدی نژاد نیست و به هر کس شباهت داشته باشد بیشتر صفت شخصی قالیباف است.
ظاهرا طعم ریاست خوب به ذائقه ی این رفیق ما خوش آمده. اما کاش به این درک می رسید که اگر لابی ها سبب به کرسی نشاندنش شدند دیگر وقت رای دادن مردم به هیچ کارش نمی آیند.
این دوست ما آنقدر در مخالفت با احمدی نژاد سریع و مسخره عمل کرد که از سر هول چند سال به عمر قانونگذاری مجلس از طرف خودش اضافه کرد و به سرعت همایش ٣٠ سال قانونگذاری(یا همان ائتلاف ضد احمدی نژاد خودمان) را با حداکثر مخالفان دولت برگزار کرد تا اولین گام را برای انتخابات دهم برداشته باشد.
ای کاش خر مراد اینقدر خوب سواری نمی داد...
نویسنده :
مسیحا - ساعت ۸:٠٩ ق.ظ روز سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
کاندیداتوری خاتمی برای انتخابات دهم قطعی شد
ماجرای بازی آمدن-نیامدن این آقا مثل داستان آن کودکی است که وقت غذا قهر کرده بود و پدر و مادرش هرچه گفتند بیا غذا بخور گفت نمی خورم. در نهایت والدین کودک برایش مقداری از غذا را کنار گذاشتند و مادر با صدایی که کودک بشنود به پدر گفت: «این ظرف غذا باشد برای هرکس که گرسنه است و می خواهد غذا بخورد».
کودک که نظاره گر اتفاق بود رویش را به سمت دیوار برگرداند و زیر لب گفت: «من که از این غذا نمی خورم؛ اما برای هرکس که گذاشتید کم گذاشتید!».
این دوست ما هم گمان برده تا باد چنبن بادا برایش پیش می آید و الان همه در انتظارش هستند. امیدوارم کسی فریاد بزند آن وقت که زمان کرکری خواندنتان بود به سوت زدن گذشت. حالا چه چیز تازه ای در چنته دارید تا نیم نگاهی بیندازیم.
نویسنده :
مسیحا - ساعت ٧:٤٩ ق.ظ روز سهشنبه ۱ بهمن ۱۳۸٧
بسم الله
و سرآغاز سخن سلام.
1- به شیوه ی معمول نوشته ی نخست به معرفی خود و قلم طی می شود. به گمانم اندکی دغدغه ی سیاست داشتن مثل انداختن در برکه ی ذهن و دغدغه هاست که نبودش آب زلال را متعفن می کند. اما همین هم اگر بارش سنگ باشد می تواند حیات برکه را زائل کند.
2- گاهی ما سیاست باز می شویم؛که چه نیکوست نشویم!
3- خط و ربط ها هم از کلام نمایان شود بهتر است...
یا علی
نویسنده :
مسیحا - ساعت ٧:٤٩ ق.ظ روز شنبه ۱۳ تیر ۱۳۸۳
نویسنده :
مسیحا - ساعت ٦:۳٧ ب.ظ روز سهشنبه ٢ تیر ۱۳۸۳